يحيى دولت آبادى
102
حيات يحيى ( فارسى )
است در هيئت دولت در صورتى كه مشاور الممالك نميداند براى او چه تهيه ديده شده است و اقدامات او چگونه بىنتيجه خواهد ماند و بچه صورت او را در اروپا حيران و سرگردان خواهند گذارد . مشاور الممالك با چند تن از رجال درجه دوم مسافرت نموده بپاريس ميرود اما پيش از رسيدن او بمجمع نمايندگان دول وثوق الدوله و همفكران او از داخلى و خارجى بكارشكنى كردن براى هيئت اعزامى ميپردازند مسافرت هيئت را لغو نموده بطوريكه در مجمع مزبور راه نمييابد و سعى و كوشش دوستان امريكائى و فرانسوى آن هيئت كه از روى سياست خصوصى خود موفقيت هيئت اعزامى ايران را مايل بودند نتيجهئى نميدهد و در همين گيرودار كه هيئت در پاريس سرگردان مانده است رئيس آن از وزارت خارجه معزول مىشود و نصرة الدوله فيروز ميرزا جانشين او ميگردد تا بهتر بتوانند بانجام كار قرار داد كامياب گردند . مشاور الممالك از اين كار و از اين ناسازگارى و اسبابچينى وثوق الدوله و يارانش بىنهايت آزرده خاطر گشته خود را از هركار دولتى دور گرفته مصمم مىشود باقى عمر را در فرنگستان بطور گوشهگيرى بسر برد ولى دولتيان براى پردهپوشى به روى كار ناصوابيكه كردهاند سفارت كبراى دولت تركى را نامزد او كرده تقاضا ميكنند اين مأموريت را بپذيرد مشاور الممالك بعد از مدتى كه ابا مىكند بالاخره راضى شده باستانبول رهسپار ميگردد .